این دهان بستی دهانی باز شدتا خورنده ی لقمه های راز شدلب فرو بند از طعام و از شرابسوی خوان آسمانی کن شتابگر تو این انبان ز نان خالی کنیپر ز گوهرهای اجلالی کنیطفل جان از شیر شیطان باز کنبعد از آنش با ملک انباز کنچند خوردی چرب و شیرین از طعامامتحان کن چند روزی در صیامچند شبها خواب را گشتی اسیریک شبی بیدار شو دولت بگیرجلال الدین بلخی «مولوی»